از این به بعد خاطرات وبلاگ»ویسهای مختلف از خسرو و فیلم هاشو این جا بازنشر میکنیم!
***
گلپر ـ
![]()
![]()
از این به بعد خاطرات وبلاگ»ویسهای مختلف از خسرو و فیلم هاشو این جا بازنشر میکنیم!
***
گلپر ـ
![]()
![]()
همهش یاد اون برنامهی یادبود خسرو میافتم که که رسام و رامبد جوان با هم خاطرات رو مرور میکردن و رسام بغض داشت و چه قدر لاغر و تکیده بود... و حالا یک سال بعد... +
یعنی هنوز میشه به شوخیهای «خانه سبز» خندید؟
حالا ما هیچی، ولی در حق پروین قبول کن که خیلی بیمعرفتی کردی! قبول کن خسرو خان! قبول کن!
خوب شد که مردی و این سال وبایی رو ندیدی خسرو خان! بلایی به سرمون اومد که حال غصه خوردن هم نمونده...
جدی جدی داره میشه یک سال! میخوایم سالگرد بگیریم. تو سینما پردیس با «ساکنین صحرای سکوت»
کی فکرش را میکرد که خسرو خان که هیچ رقمه قاطی سیاست و این حرفها نبود وارد تبلیغات انتخاباتی بشود؟ ولی او این کار را کرد. سال ۸۴ هم دور اول و بخصوص دور دوم به نفع هاشمی تبلیغ کرد و خبرش را دارم که کلی هم متلک از این و آن شنید. اما آن سال، کوشش او و هنرمندان مسؤولی مثل او که از اعتبار و آبرویشان برای دور کردن خطر مایه گذاشتند به جایی نرسید؛ و شد آن چه شد!
امسال هم اگر بود لابد سبز بود. سبزتر از همیشه...
نمیتونم حدس بزنم چه جور کتابی از آب درمیاد. ولی به هر حال با هیجان منتظر انتشارش هستم...