X
تبلیغات
رایتل
جمعه 27 مرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:51 ب.ظ

رفقا همیشه به یادتون هستم! مخصوصا نزدیکای 7 فروردین و 28 تیر.

خیلی وقتا هم می‌خوام بیام این جا باز یه چیزایی بنویسم اما انگار یه جورایی می‌خوام اون حال و هوای قبلی توی همون حالت بمونه. انگار که زمان نگه داشته شده باشه. الان حال‌مون حال همه‌مون یه چیز دیگه‌ست...

دیگه واسه خسرو خان غصه نمی‌خورم. خیلی وقته. چون می‌بینم که نمرده. اصلا بیخودی غصه خوردیم. آره بده که دیگه کار جدید ازش نمی‌بینیم. ولی همونا که داریم اصلا همون "هامون" واسه یه عمرمون بسه! نیست؟ سالی چند دفعه می‌شینم هامون می‌بینم حالشو می‌برم. خسرو خان بی‌معرفتی نکرد. ماموریتش رو انجام داد بعدش رفت. رفت ولی موند. موند واسه همیشه.


امسال شهرام شکوهی و پوریا حیدی به یادش خوندن. گوش کنید.

غم هامون

به یاد شکیبایی

سه‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1390 ساعت 12:37 ق.ظ

سه سال شد.

ولی به نظرم خیلی بیشتر میاد.

دیگه وقتی کسی میگه "مرحوم" یا "خدابیامرز" عصبانی نمی‌شم.

دیگه تاریخ شده. سفت شده. درد نداره. محکمه.

سه‌شنبه 9 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:51 ق.ظ

خسرو خان هنوز شلوغ پلوغه اوضاع

و جای تو هم هنوز خالی

به نظر هم نمیاد به این زودی ها پر بشه

اصلا اگر پر بشه

شقایق هست

فیلمای خوب هنوز هست

بازیگرای خوب هم هست

اما اون شور و حاله، نه هنوز

خبری نیست

یه فیلمی که بخوای مثلا ده بار ببینی

یه شخصیتی که بره تو مخت

نه... اصلا

فیلما و بازیگرا

خوب و بد

می‌آن و می‌رن

بی این که ردی بذارن تو خیال آدم


اینترنت دم دستم نبود. با دو روز تاخیر می‌گم:

تولدت مبارک

پنج‌شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 02:24 ق.ظ

کافه سینما نوشته:

فیلم «شرقی» به کارگردانی «عبدالرضا منجزی». فیلمی مظلوم که نقش اول و شخصیت محوری ان را بازیگر جاودانه ی سینما «خسرو شکیبایی» فقید بازی کرده است. فیلمی که نزدیک به 9-8 سال از ساختش میگذرد اما همچنان به نمایش در نیامده است. فیلمی که چند سال پیش در بازار کن مورد استقبال مردم قرار گرفته بود.

سجادپور در خصوص شایعه ی مشکل داشتن این فیلم -شرقی- برای نمایش با قدرت گفت: کاملا غلط است! این حرف را کاملا رد می کنم. هیچ گاه بحث مشکل داشتن فیلم –شرقی- نبوده است و این فیلم به هیچ وجه از جانب ما مشکل نمایش ندارد. این فیلم مدتی طولانی در مرحله ی فنی و ساخت مانده مانده بود و اکنون که کامل شده است فرم جشنواره را هم پر کرده است. اما این که این فیلم در کدام بخش جشنواره قرار دارد و اصلا آیا پذیرفته می شود یا خیر دیگر بنده بی خبرم. من فقط می دانم این فیلم به هیچ وجه مشکل نظارتی نددارد و اکنون هم اگر مورد پسند داوران قرار گیرد قطعا در یکی از بخش های جشنواره ان را خواهیم دید.

قابل ذکر است که فیلم شرقی داستان حامد شرقی (شکیبایی) دانشجوی رشته تئاتر را روایت می‌کند که قصد دارد کاری را برای شرکت در جشنواره آماده کند. نامزدش هم او را یاری می دهد تا اینکه حامد ناخواسته در شرایط بحرانی قرار می‌گیرد و گروهش از هم می‌پاشد و نامزدش نیز او را ترک می‌کند. مادرش او را ترغیب می‌کند برای مقابله با شرایط بحرانی‌اش خاطرات یک صبح تا شب دوران مهاجرت او و خسرو (پدرش) به تهران را مرور کند که او در حین مرور خاطرات متوجه شباهت‌های زیادی بین گذشته پدرش و امروز خود می‌شود.

در فیلم «شرقی» خسرو شکیبایی، فریبا کوثری، عمار تفتی، شهره قمر، اکبر معززی، میرمحمد تجدد، کیانوش گرامی، میرطاهر مظلومی، امیر نظری، محمد عدلو، آزاده ریاضی و بهناز سلیمانی از بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند.


من یکی که اصلا از وجود چنین فیلمی خبر نداشتم!



شنبه 27 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 03:45 ب.ظ
جمعه 28 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 06:34 ب.ظ


خسرو خان قرار بود در دلشدگان بازی کنه که نشد...

این عکس دو ماه قبل از ۲۸ تیر ۷۸ گرفته شده.

دوشنبه 26 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:11 ب.ظ
سه‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:40 ق.ظ

از بیست و هشت تیر هشتاد و هفت هر مناسبتی می‌شد، ماه رمضون، شب یلدا، عید... همه یادت بودن. اما کمی مونده به سالگرد اول اتفاقاتی افتاد که انگار وارد یه کشور جدید شدیم. روزگار ورق خورد. فکرشو که بکنی می‌بینی این روزگار، این کشور جدید، جای تو نبود خسرو خان... اینا رو قبلا هم گفته بودم. الان که سالگرد دوم هم گذشت دیگه مطمئن شدم.


کتابت بالاخره رونمایی شد. یک هفته قبل دوستانت برات مراسم یادبود گرفتن. دم جمشید خان مشایخی گرم و سرش سبز باد.


به یادت‌ایم.

ولی جات دیگه زیاد خالی نیست. چون جاها به هم ریخته. همه چی عوض شده. گفتم که...

البته هنوز بساط هامون‌بازی ما به راهه. نگران نباش. خاطرات هنوز هستن و دل ما را خوش می‌کنن.

دلمون برات تنگ شده.


***

این پست تقدیم شد به سهند عزیزم

جمعه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 04:09 ب.ظ

تصویری منتشر نشده‌ از سال‌های نه چندان دور تئاتر ایران




رضا ساکی ـ نخستین نشست «دگرخند» در سال ۸۹ با موضوع بررسی آثار «گوگول» و با نگاهی به نمایش‌نامه‌ی «بازرس» در فروردین ماه برگزار شد. استاد «داریوش مودبیان» و خانم «رویا صدر» دراین نشست درباره‌ی هنر «گوگول» صحبت کردند.

در پایان نشست «داریوش مودبیان» درباره‌ی تاریخچه‌‌ی ترجمه آثار «گوگول» و نمایش «بازرس» در ایران صحبت کردند و سپس به اجراهای نمایش «بازرس» در پس از انقلاب و بعد از انقلاب اشاره کردند و یک هدیه هم به حاضران اهدا کردند. این هدیه عکسی از اجرای نمایش «بازرس» در سال ۵۱ است که استاد برای حاضران در نشست آورده بود. این عکس را ببینید و خاطره‌های‌تان را زنده کنید.
خانم «مهین شهابی» که این روزها در بستر بیماری است در این عکس در اوج زیبایی و جوانی دیده می‌شوند. در این عکس بسیاری از هنرمندان طراز اول تئاتر ایران دیده می‌شوند، بگردید این هنرمندان را در عکس پیدا کنید:
استاد عزت‌الله انتظامی، زنده‌یاد خسرو شکیبایی، علی نصیریان، زنده‌یاد اسماعیل داورفر، زنده‌یاد رضا کرم‌رضایی، مهین شهابی، هما روستا، زنده‌یاد مهری مهرنیا، فرامرز صدیقی، آهو خردمند، کامران نوذر، محمد مطیع، زنده‌یاد خدادادی، هرمز سیرتی، محبوبه بیات، حمید طاعتی و زنده‌یاد سروش خلیلی. هرمز هدایت و ایرج راد در عکس غایب هستند. بقیه‌ی اطلاعات این نمایش به این شرح است:
کارگردان: استاد عزت‌الله انتظامی
دکور: زنده‌یاد مرتضی ممیز
لباس: جان‌ملک خزایی
عکس: بهرام حقیقی

این عکس را می‌تونید با کیفیت بالا و به حجم پنج مگابایت از اینجا و با کیفیت یک مگابایت از اینجا دانلود کنید.


یکشنبه 8 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 12:39 ب.ظ


دیروز سال‌روز تولد خسرو خان بود.

پارسال، هر مناسبتی که می‌رسید، از ماه رمضون بگیر تا شب یلدا و نوروز، اولین کسی که یادش می‌افتادیم او بود. ولی تا به سالگرد رفتنش برسیم اتفاقاتی افتاد که ـ می‌دونید ـ فضای جامعه به کلی از حالت عادی خارج شد.

عید امسال من بیشتر از خود خسرو، یاد پروین بودم.


×××


عکس بالا مال فیلم درد مشترکه. من این فیلم رو  ده بار توی سینما عصر جدید دیدم. درد مشترک از اون فیلم‌هایی هست که وارد شبکه ویدئویی نشد و نمی‌شه گیرش آورد. سینما عصر جدید رو هم که دارند خراب می کنند. خسرو هم که رفته... یاسمین ملک نصر (کارگردان فیلم و بازیگر نقش مقابل خسرو) هم به گمانم خیلی وقت پیش برگشت به آمریکا.

فقط می‌مونه عکس‌های قشنگی که امیر عابدی از جلو و پشت صحنه‌ی درد مشترک گرفته، و خاطراتی که من از دیدن این فیلم در سالن شماره سه عصر جدید در ذهنم دارم.

   1       2       3       4       5    >>